|
بافق ـ خبرنگار جمهوري اسلامي : نيروي انساني , يكي از مولفه هاي مهم در ساختار توليد به شمار مي رود. امروزه اين مولفه بويژه نيروي كار ماهر بر عامل ديگر توليد يعني سرمايه برتري دارد. پرواضح است كه سازمانهاي توليدي و بنگاه هاي اقتصادي , در فراهم كردن جو سالم و مبتني بر آزموده هاي روانشناسانه كاري , بايد از هيچ كوششي فرو گذار نكنند. روانشناسان كار و نيروي انساني طي سالها مطالعه و تفحص و برگزاري هزاران آزمون كاري و بررسي شرايط مختلف كار در سازمانهاي توليدي , به نتايج دقيق و ارزشمندي در زمينه افزايش بهره وري و راندمان كاري نيروي انساني دست يافته اند. بر هيچكس پوشيده نيست كه شرايط محيطي , نحوه و ميزان پرداخت دستمزد , شرايط رواني حاكم بر كار , ساختار سازمان , مديريت و از همه مهمتر امنيت شغلي از عوامل مهم در ارتقاي سطح بهره وري نيروي كار به شمار مي رود. بازتاب رسانه اي موفقيت هاي پي در پي شركت سنگ آهن مركزي ايران , واقع در در شهرستان بافق , از يكطرف , و مراجعات مكرر كاركنان غير رسمي آن و اعتراضات آنها از طرف ديگر , ما را بر آن داشت كه از نزديك , اين تضاد را در سازمان فوق ـ كه نزديك به پنجهزار پرسنل رسمي و غير رسمي داردـ بررسي كرده و اين پارادوكس عجيب را مورد ارزيابي و تحليل قرار دهيم ماحصل اين بررسي چندين ماهه , مقاله زير است : ساختار نيروي انساني در شركت سنگ آهن مركزي ايران , به دو دسته قابل تفكيك است . نيروهاي رسمي و غير رسمي . نيروهاي رسمي اين شركت , افرادي اند كه از تجربه كاري چندين ساله برخوردار بوده و همانند كاركنان رسمي دولت , داراي پايه و گروه اند. اين كاركنان اعم از متخصص و ساده , از مزايا و امتيازات بسياري برخوردارند. اين امتيازات در برابر نيروهاي غير رسمي شركت , به هيچ وجه قابل مقايسه نيست . مسكن , كارانه (ناشي از افزايش توليد) اضافه كار بالا , پاداش هاي مناسبتي شركت , وام , مساعده , حقوق مكفي و بسيار بالاتر از نيروهاي قراردادي از جمله اين امتيازات است , بطوريكه جمع اين امتيازات كه به عنوان دستمزد ماهيانه به آنها پرداخت مي گردد و در فيش پرداختي آنها نمايان ميشود ـ گر چه خودشان حاضر به ارائه فيش حقوقي شان نيستند ـ رقمي بين حداقل 350 هزار تومان براي پائين ترين رده كاري افراد كم سواد و شاغل در بخش خدمات و نظافت , تا حداكثر بالاي يك ميليون تومان براي مديران رده بالا را شامل مي شود. البته تحصيلات در مديران رده بالا نيز شامل تحصيل در رشته هاي دانشگاه آزاد اسلامي در حين مسئوليت و كار مي باشد كه از تخصص بالايي برخوردار نيست (بطور مثال برخي مديران و كاركنان داراي مدرك تحصيلي ليسانس , توان خواندن يك سطر انگليسي را ندارند) و همچنين مهندسان و كارشناسان درس خوانده و باتجربه دانشگاهي دولتي و معتبر ـ و بعضا خارجي ـ كه اصولا كارهاي اجرايي را برعهده دارند. البته تفاوت ايندو , نيز در نظر گرفته نمي شود. در بخش دوم , نيروي انساني قراردادي مشغول بكارند كه بصورت قراردادهاي 3 , 6 و يا نهايتا 12 ماهه به استخدام شركتهاي پيمانكار در مي آيند. اين نيروي انساني جزو مظلومترين رده كاري در سازمان موفق ! فوق محسوب مي شود. حداقل دستمزد كاري كشور , محروميت از كليه امتيازات موجود , نداشتن امنيت شغلي , در نظر نگرفتن ميزان تحصيلات و تخصص , نداشتن حق اعتراض , تاخير در پرداخت حقوق عقب مانده , تحقير شغلي و... از جمله اين موهبت هاست . اين نيروها دچار سرخوردگي و تحقير شغلي بسيار شديد در اين محيط كاري اند كه براي همگان واضح و روشن است . اگر به يك قسمت از سازمان كاري اين شركت دقيق شويم , اين سئوال پيش ميآيد كه چگونه مي توان اميد داشت كه يك نيروي قراردادي كه داراي زن و بچه است و مشكلات اقتصادي جامعه هم بيداد مي كند , با حداقل حقوق مي تواند راندمان بالايي داشته باشد در محيطي كار ميكند كه نيروي خدماتي آن قسمت به دليل رسمي بودن , چندين برابر او دستمزد دريافت ميكند , اما وي به دليل قراردادي بودن ـ حتي با داشتن مدرك دانشگاهي بالاـ ماهيانه 120 هزار تومان حقوق ميگيرد . حتي احساس تمسخر مي كند. چرا كه اولين چيزي كه از همان نيروي رسمي مي شنود , اينكه : « درس خواندن به چه درد خورد اگر 6 ـ 7 سال پيش مثل من , بجاي درس خواندن و دانشگاه رفتن , در همين شركت استخدام مي شدي , حالا حقوقت 500 ـ 600 هزار تومان بود نه اين حقوق بخور نمير . آيا اين محيط از لحاظ كاري و امنيت شغلي , سالم و موفق است آيا دو كارمند رسمي و غير رسمي , همانند هم , با يك مدرك دانشگاهي و ميزان تحصيلات و تخصص و چه بسا نيروي قراردادي ماهرتر و باسوادتر , با يك ميزان كار و سختي كار و ساعات كاري بايد تفاوت دستمزدي برابر با 400 ـ 500 هزار تومان داشته باشند ) آيا فقط بالا بودن ارقام توليدـ كه بخش اعظم آن به تلاش همين نيروهاي قراردادي با حداقل حقوق برمي گرددـ نشانه موفقيت اين سازمان است آيا بالا بودن تعداد تقديرنامه ها و برگزيده شدن ها نشانه موفقيت است وقتي صداي گنگ و نارساي اين نيروهاي زحمتكش و اعتراض آنها از اين محيطهاي كاري ناعادلانه , توسط هيچكس شنيده نمي شود و فرياد اعتراض آنها در ميان توده هاي سنگ آهن خفه مي شود و برنمي آيد , مسلم است كه ميزان بالاي توليد , صادرات و درآمد بالاي شركت همه و همه نشانه موفقيت است . اين ارقام در جلسات مديران رده بالاي شركت , كه هزينه صرف ناهار و ميوه و مخلفات آن بر حقوق يكماهه چند كارگر قراردادي مي چربد , با به به و چه چه همگان بيانشده و موفقيت شركت را رقم مي زنند.چرا درآمد بالاي شركت , كه در دو سال اخير به ميزان قابل توجهي ناشي از صادرات سنگ آهن , افزايش يافته است , تاثيري بر ميزان دستمزدهاي اين دسته كارگر زحمتكش نداشته وبصورت كارانه و پاداش هاي مختلف ومناسبتي باز هم به جيب همان كارمندان رسمي با حقوق بالا و يا صاحبان شركت هاي خصوصي با صورت وضعيت هاي مالي آنچناني مي رود. هر طرح عمراني كه به تصويب مي رسد و به مرحله اجرا نزديك مي گردد , شركت هاي خصوصي هجوم مي آورند. از اين ميان شركتهايي برگزيده ميشوند. سودهاي سرشار اين قراردادها آنقدر هست كه برگزيده شدن آنه را نيز دچار زد و بندهاي اقتصادي مي كند ـ كه اين بيماري مهلكي است ـ و در اين مجال بدان نمي پردازيم . پس از عقد قرارداد , اين شركت , افرادي را به استخدام قراردادي خود در مي آورد. در بسياري از اين شركت ها , ميزان تحصيلات و تخصص جايي ندارد. صاحبان شركتهاي , خصوصي كه معلوم نيست به چه دليل با بقيه متفاوتند , درآمدهاي سرشاري از تهيه صورت وضعيت هاي مالي براي شركت , و پرداخت نكردن حقوق مكفي به مستخدمين خود , به جيب مي زنند , تازه اگر سه چهار ماه پرداخت دستمزد اين كارگران زحمتكش به تعويق بيافتد , تنها جواب اعتراض آنها ـ اگر جرات و جسارت اعتراض باشد اين است كه شركت سنگ آهن به ما پول پرداخت نكرده است . سئوال اينجاست كه شركت پيمانكاري كه توان پرداخت حقوق به كاركنان خود را ندارد ـ كه البته بسياري از آنها دارند و از سودهاي سرشار قراردادهايشان , حسابي فربه شده اند اما نم پس نمي دهند ـ چگونه برگزيده شده است آيا مگر تنها شغل صاحب امتياز اين شركتها تهيه وامضاي صورت وضعيتهاي مالي وگرفتن پول از شركت مادر و پرداخت حقوق آنهم بعد از چند ماه تعويق است از اين دست بگيرند و از آن دست بدهند از اولي به مقدار نامحدود و ارقام نجومي بگيرند و به دومي به زحمت و اكراه و به منت بدهند از اين دست به دست شدنها چه ثروتهاكه انباشته نمي شود و همواره اين نوع پول درآوردن بي دردسر زمينه باندبازي ها و رشوه دادن ها وفسادهاي اقتصادي را فراهم مي آورد كه خود زمينه بي عدالتي است , قرارداد كه تمام ميشود اگر شركت ديگري برنده شود , ممكن است بسياري از نيروها شغلشان را از دست بدهند و شركت مذكور با آنها قراردادي نبندد. آيا اين امنيت شغلي است آيا ترس ناشي از بيكاري در جامعه امروز با مشكلات اقتصادي فراوانش , و استرس ناشي از از دست دادن شغل هاي قراردادي باعث نمي شود كه نيروي قراردادي هم در محيط كار و هم جامعه و هم خانواده اش , دچار ياس و سرخوردگي شود آيا آينده براي آنها گنگ و خاكستري نيست چگونه از آنها انتظار راندمان كاري بالا و بهره وري داشته باشيم آيا اين موفقيت سازماني است ايا نه اين است كه موفقيت سازماني زماني شكل مي گيرد كه محيط كاري , سالم و مستدام باشد اين مقاله درد دل بسياري از همين نيروهاست . مطمئنم كه مديران و صاحبان شركت هاي خصوصي و مادر , از خوانندگان ناراضي و از طرف ديگر نيروهاي انساني قراردادي سرخورده و تحقير شده همان شركتها , از خوانندگان دعاگو و راضي اين مقاله اند. حق اعتراض براي هيچكدام از نيروهاي قراردادي وجود ندارد , در پاسخ به اعتراض آنها ـ اگر انجام شود ـ توسط صاحبان شركتهاي خصوصي , تنها يك جواب به چشم مي خورد و آن اينكه « راضي نيستيد خوش آمديد. چيزي كه فراوان است بيكار. » و در پاسخ مديران رده بالاي شركت مادر اين جمله خودنمايي مي كند كه « شما كه كارمند ما نيستيد. با مدير شركت خود به تفاهم برسيد. » در اين دور تسلسل باطل , آنكه زير پاي ظلم سرمايه داري خرد و سرخورده مي شود و چه بسا شغلش را از دست مي دهد , باز هم همين نيروي زحمتكش قراردادي و بعضا تحصيلكرده است . آيا اين معني خصوصي سازي و مشاركت مردمي است آيا اين عدالت است آيا در دولت عدالت كه در حال شكل گيري است و اميد نهايي اقشار رده پايين كشور است , اين مسايل ديده خواهد شد آيا در آينده , ملجايي براي اعتراض اين نيروهاي سرخورده وجود خواهد داشت كه از اخراج شدن بدليل اعتراض نترسند آيا در آينده نحوه وميزان پرداخت دستمزدها , عادلانه خواهد شد آيا در آينده فاكتور رضايت كاركنان قراردادي نيز در موفقيت شركتها سهيم خواهد بود ايا در آينده , شركتهاي مادر , بر ميزان و نحوه پرداخت دستمزدها توسط شركتهاي خصوصي طرف قراردادشان نظارت خواهند كرد يا باز هم كماكان بردگي قرون وسطايي معدنكاران قراردادي در اين شركت بزرگ وثروتمند , ادامه خواهد داشت . اينها مطالبات همين قشر سرخورده است كه در ابراز اعتراضاتشان به ما به چشم مي خورد. اينها در هر شروع به كارشان , بايد نگاههاي تحقيرآميز افرادي را تحمل كنند كه با وجود نداشتن هر گونه تخصص و تجربه و سواد و برتري كاري , تنها بدليل رسمي بودن و زودتر استخدام شدن و... چندين برابر آنها دستمزد مي گيرند. آنها سوار ماشين هاي ده ميليوني مي شوند و در خانه هاي چند ده ميليوني زندگي مي كنند و به تعداد انگشتان دست و بعضا پايشان , در شهرهاي مختلف كشور خانه دارند. و با نهايت تاسف و ينها از حداقل برخورداري مالي بي بهره اند تاثر بايد گفت كه عدالت , در شركت سهامي خاص معادن سنگ آهن مركزي ايران بافق متاعي است ناياب كه در گوشه انبارهاي ذخيره سنگ , در زير خروارها سنگ آهن , خفه و گم شده است .
|